۱۳۸۷ فروردین ۱۷, شنبه














انگاری درست شدنی نیست٬هر چه میخواهیم از این اوضاع وانفسای قمر در عقرب بیرون بیآییم .نمیشه٬این موج منفی از سالهای پیش گریبان مارو گرفته وهمینطور شاید خیلی از دوستان وهموطنان رو.از قدیم به ما می گفتند کّه خدا آنروز را نیآرد که آدمها به چکنم بیفتند٬ که به واقع به آن روز افتاده ایم٬ نه راه پس مانده نه راه پیش.

یکسال با همه امیدواری گذشت واما هنوز رسیده ایم به همان نقطه اول. آنانی که به کامشان هست.یک تنه به پیش می روند ونگاهی هم به دورو برشان نمی کنند ٬چه رسد به زیر پایشان که عده ایی انسان له می شوند. در این وسط بارها از خودم می پرسم خب تو چرا حرص میخوری٬ نگرانی٬؟ تو که در مهلکه نیستی ودردی در آنجا نداری و........
اما هر بار که فکر می کنم بیشتر به این نتیجه می رسم که در مقابل اوصاع واحوال واخبار آنجا شرطی شدم وذهنم عادت کرده وگرفتار
.


هیچ نظری موجود نیست: